ما از خداي گم شده ايم ، او به جستجوست


چون ما نيازمند و گرفتار آرزوست
گاهي به برگ لاله نويسد پيام خويش
گاهي درون سينه مرغان به هاي و هوست
خيلي از مجموعه اين برنامه که شايد به يک يا دو دقيقه هم به طول نکشيد لذت بردم و جدا" حالم منقلب شد .
همونجا تصميم گرفتم که هرجور شده اين شعر رو پيدا کنم.
اميدوارم که لذت ببريد :
« ما از خداي گم شده ايم ، او به جستجوست »
ما از خداي گم شده ايم ، او به جستجوست
چون ما نيازمند و گرفتار آرزوست
گاهي به برگ لاله نويسد پيام خويش
گاهي درون سينه مرغان به هاي و هوست
در نرگس آرميد که بيند جمال ما
چندان کرشمه دان که نگاهش به گفتگوست
آهي سحرگهي که زند در فراق ما
بيرون و اندرون ، زبر و زير و چارسوست
هنگامه بست از پي ديدار خاکيي
نظاره را بهانه تماشاي رنگ و بوست
پنهان به ذره ذره و نا آشنا هنوز
پيدا چو ماهتاب و به آغوش کاخ و کوست
در خاکدان ما گهر زندگي گم است
اين گوهري که گم شده مائيم يا که اوست
«اقبال لاهوري»









7.jpg)




