برای مادرم
سلام دوستای عزیز
ببخشید که چند مدتیه نتونستم بهتون سر بزنم چون بخاطر کسالت مادرم حال و حوصله خوبی نداشتم
الحمدالله بهتر شده و من هم برگشتم 
براي مادرم
تو كه مي خندي انگار خدا دنيا دنيا نور و زيبايي را در آسمان دلم پخش
مي كند .
وقتي كه مي خندي تمام غمهاي عالم محو مي شوند ، نيست ميشوند و بر باد مي روند .
وقتي كه نيستي خانه بوي غربت مي هد ، بوي تنهايي ، بوي غم .
وقتي كه چشمهايت در اشك غوطه مي خورند ، دلم مي لرزد و غم با تمام وسعتش قلبم را مي فشارد .
دل تو شيشه اي است ! با تلنگري مي شكند ، كاش مي توانستم جلوي تمام دلهاي شيشه اي حريمي بگذارم ، مبادا نا محرمي وارد شود ، مبادا بشكند ، دل تو جاي خوبيهاست .
راستي ، مادر ! كوله بار خوبيهايت را كجا پر كرده اي ؟

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۸۷ ساعت 11:35 توسط M.Gh
|

