سلام دوستای عزیز
 
ببخشید که چند مدتیه نتونستم بهتون سر بزنم چون بخاطر کسالت مادرم حال و حوصله خوبی نداشتم   الحمدالله بهتر شده و من هم برگشتم 
 
براي مادرم
 
تو كه مي خندي انگار خدا دنيا دنيا نور و زيبايي را در آسمان دلم پخش
مي كند .

وقتي كه مي خندي تمام غمهاي عالم محو مي شوند ، نيست ميشوند و بر باد مي روند .

وقتي كه نيستي خانه بوي غربت مي هد ، بوي تنهايي ، بوي غم .

وقتي كه چشمهايت در اشك غوطه مي خورند ، دلم مي لرزد و غم با تمام وسعتش قلبم را مي فشارد .

دل تو شيشه اي است ! با تلنگري مي شكند ، كاش مي توانستم جلوي تمام دلهاي شيشه اي حريمي بگذارم ، مبادا نا محرمي وارد شود ، مبادا بشكند ، دل تو جاي خوبيهاست .

راستي ، مادر ! كوله بار خوبيهايت را كجا پر كرده اي ؟